ترجمه "Dor" به فارسی

درد, درد, غم بهترین ترجمه های "Dor" به فارسی هستند.

Dor
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • درد

    noun

    Non é compasivo deixar que un neno quede con tal dor.

    اين اصلاً خوشايند نيست ، بذارن يه بچه از يه همچين دردي زجر بکشه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Dor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

dor noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • درد

    noun

    Non é compasivo deixar que un neno quede con tal dor.

    اين اصلاً خوشايند نيست ، بذارن يه بچه از يه همچين دردي زجر بکشه.

  • غم

    noun

    Mirei á cara do seu fillo, sentado ao seu carón, e a súa cara estaba desgarrada pola dor e a confusión.

    بصورت پسرش که جفت او نشسته بود نگاه کردم، صورت پسرش پر از غم و پریشانی بود.

عباراتی شبیه به "Dor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Dor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه