ترجمه "Faro" به فارسی

فانوس, فارو, فانوس دریایی بهترین ترجمه های "Faro" به فارسی هستند.

Faro
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • فانوس

    noun

    Aquí están os seres con cabeza de bicho xunto ó faro, a piques de suicidarse en masa botándose ó océano.

    اینجا جایی است که موجودات حیواننما در کنار فانوس دریایی جمع میشوند تا همگی در اقیانوس خودکشی کنند.

  • فارو

    proper

    فارو (پرتغال)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Faro " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

faro masculine
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • فانوس دریایی

    noun

    Aquí están os seres con cabeza de bicho xunto ó faro, a piques de suicidarse en masa botándose ó océano.

    اینجا جایی است که موجودات حیواننما در کنار فانوس دریایی جمع میشوند تا همگی در اقیانوس خودکشی کنند.

  • چراغ خانه

    noun masculine
  • چراغ دریایی

    noun masculine

تصاویر با "Faro"

عباراتی شبیه به "Faro" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Faro" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه