ترجمه "Laranxa" به فارسی

نارنجی, پرتقال, نارنجی بهترین ترجمه های "Laranxa" به فارسی هستند.

Laranxa
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • نارنجی

    adjective

    Era un pano grande e azul con catro círculos laranxas.

    دستمال گردنی بزرگ به رنگ آبی با چهار دایره به رنگ نارنجی.

  • پرتقال

    noun proper

    گونهای از مرکبات

    Se quere obter a recompensa, un trago de zume de laranxa,

    و برای گرفتن جایزه یعنی یه قطره آب پرتقال که میمون خیلی دوست داره

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Laranxa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

laranxa adjective noun masculine feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • نارنجی

    noun

    Era un pano grande e azul con catro círculos laranxas.

    دستمال گردنی بزرگ به رنگ آبی با چهار دایره به رنگ نارنجی.

  • نارنج

    noun
  • پرتقال

    noun

    Se quere obter a recompensa, un trago de zume de laranxa,

    و برای گرفتن جایزه یعنی یه قطره آب پرتقال که میمون خیلی دوست داره

تصاویر با "Laranxa"

عباراتی شبیه به "Laranxa" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Laranxa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه