ترجمه "Ovo" به فارسی

تخم, تخم, تخم مرغ بهترین ترجمه های "Ovo" به فارسی هستند.

Ovo
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تخم

    noun

    Non me digas que aínda non subiches o ovo!

    اه ، بهم نگو که هنوز تخم مرغ ها رو نفرستادي.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Ovo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

ovo noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تخم

    noun

    Non me digas que aínda non subiches o ovo!

    اه ، بهم نگو که هنوز تخم مرغ ها رو نفرستادي.

  • تخم مرغ

    noun

    Non me digas que aínda non subiches o ovo!

    اه ، بهم نگو که هنوز تخم مرغ ها رو نفرستادي.

  • تخممرغ

  • مرغانه

    noun masculine

عباراتی شبیه به "Ovo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Ovo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه