ترجمه "Refuxiado" به فارسی

پناهنده ترجمه "Refuxiado" به فارسی است.

Refuxiado
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پناهنده

    noun

    Pero tamén tiven avós que morreron en campos de refuxiados.

    اما من همچنین پدر بزرگ هایی داشتم که در اردوگاههای پناهنده گان مردند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Refuxiado " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "Refuxiado" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Refuxiado" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه