ترجمه "Sensor" به فارسی
حسگر, حسگر بهترین ترجمه های "Sensor" به فارسی هستند.
Sensor
-
حسگر
dispositivo capaz de detectar magnitudes físicas ou químicas e transformalas en variables eléctricas
Un sensor de papel de 3 centavos que funciona en 5 minutos.
يك حسگر كاغذى كوچك كه سه سنت قيمتش است و كاربردش پنج دقيقه بيشتر زمان نمىبره.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Sensor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
sensor
-
حسگر
Un sensor de papel de 3 centavos que funciona en 5 minutos.
يك حسگر كاغذى كوچك كه سه سنت قيمتش است و كاربردش پنج دقيقه بيشتر زمان نمىبره.
عباراتی شبیه به "Sensor" با ترجمه به فارسی
-
حسگر مکانیکی
-
حسگر محیطی
-
حسگر نور
-
حسگر الکتریکی
-
حسگر بیولوژیکی
-
حسگر حرکت
-
حسگر مکان
-
حسگر مکان و دیگر حسگرها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن