ترجمه "Torre" به فارسی

برج, رخ, برج بهترین ترجمه های "Torre" به فارسی هستند.

Torre
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • برج

    noun

    سازه بلند

    Fai que a leven á Torre da Man antes da voda.

    قبل از مراسم عروسي بگو بيارنش برج دست پادشاه

  • رخ

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Torre " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

torre noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • برج

    noun

    Excepto arredor das dúas torres, hai 32 polgadas de ferro en paralelo á ponte.

    بجز دور آن دو برج، ۳۲ اینچ فولاد است که پل را موازی می کند.

  • رخ

    noun feminine

عباراتی شبیه به "Torre" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Torre" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه