ترجمه "Traballo" به فارسی
کار, کار, شغل بهترین ترجمه های "Traballo" به فارسی هستند.
Traballo
-
کار
nounTraballa moito e atende a súa casa día e noite.
او سخت کار میکند و روز و شب مراقب خانوادهٔ خود است
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Traballo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
traballo
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
کار
nounPero creo que están facendo un traballo moi importante.
ولی بنظر من کار بسیار مهمی انجام میدن.
-
شغل
nounDecateime de que o meu traballo era facer aparecer a posibilidade noutra xente.
من متوجه شده بودم که شغل من این است که استعدادهای موجود در سایر افراد را بیدار کنم.
عباراتی شبیه به "Traballo" با ترجمه به فارسی
-
مددکاری اجتماعی
-
نظریه ارزش کار
-
دورکاری
-
کار کردن
-
خارج از دفتر
-
کودکان کار
-
روح همکاری · کار دسته جمعی
-
اقتصاد کار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن