ترجمه "aburrido" به فارسی

خسته کننده, ناراضی, کج خلق بهترین ترجمه های "aburrido" به فارسی هستند.

aburrido
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خسته کننده

    adjective

    Sen encanto, ríxido, aburrido, si, pero non devoto.

    گوشت تلخ, جدي خسته کننده, ولي فکر نمي کردم باخدا باشه.

  • ناراضی

    adjective
  • کج خلق

    adjective
  • کسل کننده

    adjective

    eu sempre tiven a Apolo por fermoso, aínda que aburrido

    همیشه فکر می کردم آپولو زیبا و کسل کننده است،

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " aburrido " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "aburrido" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه