ترجمه "agardar" به فارسی
منتظر شدن, انتظار داشتن, صبر کردن بهترین ترجمه های "agardar" به فارسی هستند.
agardar
verb
دستور زبان
-
منتظر شدن
verb -
انتظار داشتن
verb -
صبر کردن
verbElihú agardou con paciencia a que rematasen de falar os máis vellos antes de comezar a súa intervención.
اِلیهو قبل از بیان سخنانش صبر کرد تا مردان مسنتر سخنان خود را به پایان برسانند
-
وایسادن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " agardar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن