ترجمه "alfombra" به فارسی
فرش, قالی, زیلو بهترین ترجمه های "alfombra" به فارسی هستند.
alfombra
noun
feminine
دستور زبان
-
فرش
nounO baño: xuntar aos estudantes nunha alfombra
حمام: دانش آموزان را روي يك فرش جمع كنيد
-
قالی
noun -
زیلو
noun -
قالیچه
noun"Dar unha charla nunha alfombra vermella."
"روی قالیچه قرمز گرد صحبت کن."
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " alfombra " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "alfombra" با ترجمه به فارسی
-
زیلو · فرش · فرش کرده · قالی · قالیچه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن