ترجمه "animal" به فارسی

جانور, حیوان, حیوانی بهترین ترجمه های "animal" به فارسی هستند.

animal adjective noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • جانور

    noun masculine

    (jânvar)

    O animal está claramente no asilo.

    این جانور به وضوح در خانه سالمندان است.

  • حیوان

    noun masculine

    (jânvar)

    Así que podemos ver a taxa de disparos desa neurona como unha función localizadora do animal.

    درنتیجه ما میتونیم سرعت خروج این پیامها از نورون رابعنوان یک عملکرد موقعیت حیوان نشان دهیم.

  • حیوانی

    noun masculine

    O home é o único animal que pode falar.

    انسان تنها حیوانی است که قادر به صحبت کردن است.

  • ترجمه های کمتر

    • ǧānvar
    • جانداران
    • جانوری
    • حس و حرکت
    • ḥayvān
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " animal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "animal" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "animal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه