ترجمه "antigo" به فارسی
باستانی, قدیمی, مورخ بهترین ترجمه های "antigo" به فارسی هستند.
antigo
adjective
masculine
دستور زبان
-
باستانی
adjectiveA verdade é que o nome de Deus aparece miles de veces nos manuscritos antigos da Biblia.
در واقع نام خدا، هزاران بار در نوشتههای باستانی کتاب مقدّس آمده است.
-
قدیمی
adjectiveNon se poden ver moléculas individuais co microscopio antigo.
با استفاده از میکروسکوپ های معمولی قدیمی نمیتوان مولکولهای را مجزا را دید.
-
مورخ
adjective -
گذشته ها
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " antigo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "antigo" با ترجمه به فارسی
-
فلسفه دوران باستان
-
آنتیگوا و باربودا
-
تاریخ باستان
-
عهد عتیق
-
یونان باستان
-
عهد عتیق
-
فرانسه در آغاز دوره مدرن
-
مصر باستان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن