ترجمه "arma" به فارسی
سلاح, جنگ افزار, جنگافزار بهترین ترجمه های "arma" به فارسی هستند.
arma
noun
feminine
دستور زبان
-
سلاح
noun feminineNon estou interesado en gravar a violencia nin as armas.
من به فیلمبرداری از وحشیگری و سلاح علاقه ندارم.
-
جنگ افزار
noun feminine -
جنگافزار
De feito é unha arma incriblemente devastadora.
بلکه در واقع یک جنگافزار بسیار ویرانگر است.
-
ترجمه های کمتر
- حربه
- سِلاح
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " arma " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Arma
-
جنگافزار
De feito é unha arma incriblemente devastadora.
بلکه در واقع یک جنگافزار بسیار ویرانگر است.
عباراتی شبیه به "arma" با ترجمه به فارسی
-
دیگو آرماندو مارادونا
-
نیروهای نظامی
-
نیروی دریایی آمریکا
-
وافن اساس
-
اسلحه گرم · تفنگ
-
سلاح کشتارجمعی
-
بتن مسلح · بتون آرمه · بتون مسلح
-
مسئول نشانها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن