ترجمه "arrefriado" به فارسی

سرماخوردگی, زکام, سرما بهترین ترجمه های "arrefriado" به فارسی هستند.

arrefriado
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرماخوردگی

  • زکام

  • سرما

    noun

    E Anna está na cama arrefriada, así que terá que ocuparse vostede de...

    و انا هم سرما خورده خوابيده ، خب ميترسم که همه چي بيافته گردنه تو.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " arrefriado " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Arrefriado
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرماخوردگی

    بیماری انسان

عباراتی شبیه به "arrefriado" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "arrefriado" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه