ترجمه "avó" به فارسی
پدربزرگ, پدر بزرگ, مادربزرگ بهترین ترجمه های "avó" به فارسی هستند.
avó
noun
masculine
دستور زبان
-
پدربزرگ
nounTrouxen estes libros comigo porque os escribiron os autores favoritos de meu avó.
من این کتابها را با خودم آوردم چونکه آنها توسط نویسندههای مورد علاقه پدربزرگ من نوشته شدهاست.
-
پدر بزرگ
nounVeña, avó, esta pode ser a vosa derradeira oportunidade se ides cara ao Norte.
حالا حالا ، پدر بزرگ ، اين ممکنه آخرين شانستون باشه ، البته اگه به سمت شمال ميريد.
-
مادربزرگ
nounVeña, avoa, nin sequera os ingleses poden controlalo todo.
اوه ، مادربزرگ ، حتي انگليسي ها هم کنترل همه چيز رو ندارند.
-
جد یا جده
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " avó " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "avó"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن