ترجمه "ballet" به فارسی
باله, رقص باله, رقص باله بهترین ترجمه های "ballet" به فارسی هستند.
ballet
-
باله
nounE estaba o máis lonxe do ballet que poidades imaxinar.
و تا جایی که بتوانید تصور کنید از باله به دور بود.
-
رقص باله
nounPeaches daba clase de ballet e todos mirabámola pola xanela.
پيچز ميره تمرين رقص باله و همه ي پسر ها از پنجره نگاش مي کنن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ballet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ballet
-
رقص باله
nounPeaches daba clase de ballet e todos mirabámola pola xanela.
پيچز ميره تمرين رقص باله و همه ي پسر ها از پنجره نگاش مي کنن
عباراتی شبیه به "ballet" با ترجمه به فارسی
-
بالرین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن