ترجمه "banjo" به فارسی
نوعی تار, بانجو بهترین ترجمه های "banjo" به فارسی هستند.
banjo
-
نوعی تار
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " banjo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Banjo
-
بانجو
Souben entón que tiña que levar un banjo a China.
میدانستم باید یک بانجو با خودم به چین ببرم.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن