ترجمه "bebida" به فارسی

نوشیدنی, اشامیدنی, نوشابه بهترین ترجمه های "bebida" به فارسی هستند.

bebida noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • نوشیدنی

    noun

    Así que a próxima vez que vaian de cea, poden procurar acadar ese punto de bebida 'neutral' para a neuroxénese.

    نوبت بعدی که به مهمانی دعوت شدید، ممکن هست بخواهید نوشیدنی"نوروژنز خنثی" را بردارید.

  • اشامیدنی

    noun
  • نوشابه

    noun
  • نوشیدن

    noun feminine

    Non comamos, bebamos ou usemos o móbil para facer chamadas ou mandar mensaxes mentres estamos diante da porta.

    زمانی که در مقابل در ایستادهاید، از خوردن، نوشیدن، تلفن کردن یا فرستادن پیامک خودداری کنید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bebida " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bebida
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • نوشیدنی

    Así que a próxima vez que vaian de cea, poden procurar acadar ese punto de bebida 'neutral' para a neuroxénese.

    نوبت بعدی که به مهمانی دعوت شدید، ممکن هست بخواهید نوشیدنی"نوروژنز خنثی" را بردارید.

عباراتی شبیه به "bebida" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bebida" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه