ترجمه "bomba" به فارسی

بمب, قنبره, پمپ بهترین ترجمه های "bomba" به فارسی هستند.

bomba
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بمب

    noun

    Non se atopou ningunha peza da bomba nun raio de 5 km do Teatro Chinés?

    هيچ تکه اي از بمب در شعاع 3 مايلي سينماي چيني ها پيدا نشده

  • قنبره

    noun
  • پمپ

    noun feminine

    E funciona cunha bomba no fondo

    شیوه کارش این بود که یک پمپ در پايبن قرار داشت،

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bomba " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bomba" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bomba" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه