ترجمه "branco" به فارسی
سفید, سپید, sefid بهترین ترجمه های "branco" به فارسی هستند.
branco
adjective
masculine
دستور زبان
-
سفید
adjectiveE un edificio branco. Está nevando, unha neve maina.
یک ساختمان سفید. می بینم که برفِ ملایمی می بارد.
-
سپید
adjectivePero se adoptamos unha perspectiva máis ampla, isto non é tan branco ou negro.
اما اگر نگاه وسیعتری بیندازیم، آن قدر هم سیاه و سپید نیست.
-
sefid
adjective masculine -
سِفيد
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " branco " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Branco
-
سفید
adjectiveBranco sobre negro Isto é a configuración de cor clásica invertida
سفید روی سیاه این طرحوارۀ رنگ معکوس کلاسیک شماست
تصاویر با "branco"
عباراتی شبیه به "branco" با ترجمه به فارسی
-
وایت پیپر
-
مرگ موش
-
کوتوله سفید
-
چلچله دمگاه سفید
-
طوطیکاکلی سفید
-
تنجه
-
کاخ سفید
-
کاخ سفید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن