ترجمه "brazo" به فارسی
بازو, دست بهترین ترجمه های "brazo" به فارسی هستند.
brazo
noun
masculine
دستور زبان
-
بازو
nounDeben mover o brazo tendo en conta tres dimensións.
آنها باید بازو رو در تصویر سه بعد تکان بدن.
-
دست
noun masculineRelaxa o brazo do arco.
دستي که کمان رو نگه داشته رو آزاد کن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brazo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "brazo" با ترجمه به فارسی
-
مجهز · مسلح
اضافه کردن مثال
اضافه کردن