ترجمه "brillante" به فارسی

براق, تابان, درخشان بهترین ترجمه های "brillante" به فارسی هستند.

brillante adjective masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • براق

    adjective

    Levaba posta unha brillante armadura de bronce que lle cubría dos pés á cabeza e tiña unha espada, unha xavelina e un arpón.

    و از سرتا پا زرهی برنزی و براق پوشیده شده است، و به شمشیر و سپر مسلح است نیزه هم دارد.

  • تابان

    adjective
  • درخشان

    adjective

    Ten relación con cantos ollos brillantes teño arredor de min.

    من دنبال این هستم که ببینم چند تا چشم درخشان دور و برم هست.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " brillante " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "brillante" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه