ترجمه "buscar" به فارسی
جستجو کردن, بیمار بودن, جستجو بهترین ترجمه های "buscar" به فارسی هستند.
buscar
Verb
دستور زبان
-
جستجو کردن
verb -
بیمار بودن
verb -
جستجو
nounPechar o selector de radicais cando prema en buscar
بستن radselect هنگامی که جستجو را فشار میدهید
-
ترجمه های کمتر
- درجستجو بودن
- نگران بودن
- یافتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " buscar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Buscar
-
جستجو
nounBusca " jiten " ao comezar
» jiten « را هنگام راهاندازی جستجو کنیم
عباراتی شبیه به "buscar" با ترجمه به فارسی
-
جستجوی سریع
-
موتور جستجو
-
فیلتر جستجو
-
جستجوی زبان طبیعی
-
جستجو
-
موتور جستجو
-
رابط جستجو
-
زمینه جستجو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن