ترجمه "cabeza" به فارسی
سر, کله, سر بهترین ترجمه های "cabeza" به فارسی هستند.
cabeza
noun
feminine
دستور زبان
-
سر
nounUsando a segunda cabeza, que é a cámara, dirixímonos á zona da infección.
دومین سر که یک دوربین هست، را برای به گردش درآوردن محل عفونت استفاده میکنیم.
-
کله
noun feminineCortácheslle a cabeza a un e deixaches escapar outra.
يکيشونو که کله شو پروندين ، اونيکي هم از توي دستاتون فرار کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cabeza " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Cabeza
-
سر
nounUsando a segunda cabeza, que é a cámara, dirixímonos á zona da infección.
دومین سر که یک دوربین هست، را برای به گردش درآوردن محل عفونت استفاده میکنیم.
عباراتی شبیه به "cabeza" با ترجمه به فارسی
-
غاز سرنواری
-
دست به بالا · رویهم · یکطرفه
-
بعد بالایی اسکن
-
سردرد
-
سرسیلندر
-
شپش سر
-
بدون کلاه
-
نماد محل پخش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن