ترجمه "cadro" به فارسی

مربع, نقاشی, چهار گوش بهترین ترجمه های "cadro" به فارسی هستند.

cadro noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مربع

    noun

    a través de cada centímetro cadrado do teu corpo.

    کمتر از از یک سانتیمتر مربع از بدنتون رد میشن.

  • نقاشی

    superficie plana cubierta artisticamente de pintura

    E por iso pintou o seu famoso cadro: "o Xardín das Delicias"

    و اینطور شد که او نقاشی مشهور خودش "باغ لذتهای زمینی" را کشید،

  • چهار گوش

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cadro " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "cadro" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "cadro" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه