ترجمه "cargar" به فارسی
بارگیری, بدهي, بدهکار کردن بهترین ترجمه های "cargar" به فارسی هستند.
cargar
Verb
دستور زبان
-
بارگیری
Prema para cargar unha configuración de Detección de limiar de frase dun ficheiro
فشار دهید تا پیکربندی آشکارسازی کرانۀ جمله از یک پرونده بارگیری شود
-
بدهي
pero invitáronme a cear e mostráronme o que podían facer a cargo da empresa.
اما من را برای شام بیرون بردند و بهم نشان دادند که چطورمیتوانند گزارشهای هزینه ها را تغییر دهند.
-
بدهکار کردن
-
کم کردن از حساب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cargar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cargar" با ترجمه به فارسی
-
باری · مرد تاجر · کشتی تجارتی
-
ششش
-
اجازه نامه · خوابگاه کشتی · پروانه · یادداشت مختصر
-
بار الکتریکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن