ترجمه "cativo" به فارسی
بچه, تراشنده, جوانک بهترین ترجمه های "cativo" به فارسی هستند.
cativo
-
بچه
noune un día vas ao parque e coñeces uns cativos
و یک روز به پارکی میرفتید و چند تا بچه میدیدید،
-
تراشنده
noun -
جوانک
noun
-
ترجمه های کمتر
- زاده
- طفل
- منگنه
- کودک
- کوچک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cativo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن