ترجمه "cego" به فارسی
نابینا, کور, kond بهترین ترجمه های "cego" به فارسی هستند.
cego
adjective
masculine
دستور زبان
-
نابینا
nounQue unha persoa cega conducise de forma segura e independente era unha tarefa considerada imposíbel ate agora.
رانندگی یک فرد نابینا به طور ایمن ومستقل تا الآن، كاري غير ممكن تصور مي شد.
-
کور
nounAsí que este rato era cego un par de semanas antes do experimento e recibiu unha dose desta molécula fotosensible nun virus.
این موش دو هفته قبل از آزمایش کور بود و یک دز از این مولکول حساس به نور را در یک ویروس دریافت کرد.
-
kond
adjective
-
ترجمه های کمتر
- روده کور
- سکوم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cego " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cego" با ترجمه به فارسی
-
نقطه کور
-
روده کور
-
من نابینا هستم · کور هستم · کورم
-
کورکردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن