ترجمه "común" به فارسی

رایج, شایع, معمولی بهترین ترجمه های "común" به فارسی هستند.

común adjective masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • رایج

    adjective

    E ás veces as caras deformadas, son a forma máis común desas alucinacións.

    چهره ها، و گاهی اوقات چهره هاي بدشکل و ناقص، رایج ترین صحنه ها در این توهمات اند.

  • شایع

    adjective
  • معمولی

    adjective

    Penso que só me queda recapitular e decir que isto é común.

    میخواهم فقط راس مطالب را تکرار کنم و بگویم که این وضعیتی معمولی است.

  • معمول

    adjective

    Por exemplo, non recomendaba diagnosticar de autismo a nenos con convulsións, pero agora sabemos que a epilepsia é moi común no autismo.

    اما در حال حاضر می دانیم که صرع در اوتیسم بسیار معمول است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " común " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "común" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "común" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه