ترجمه "cuspir" به فارسی
تف, دشنه, تف کردن بهترین ترجمه های "cuspir" به فارسی هستند.
cuspir
Verb
دستور زبان
-
تف
verbTate cuspía ás mozas e os seus amigos rían.
تيت عادت داشت به دخترا تف ميکرد و دوستاشو مي خندوند
-
دشنه
verb -
تف کردن
verbTate cuspía ás mozas e os seus amigos rían.
تيت عادت داشت به دخترا تف ميکرد و دوستاشو مي خندوند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cuspir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cuspir" با ترجمه به فارسی
-
بزاق · تف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن