ترجمه "dado" به فارسی
تاس, داده, سر سکه بهترین ترجمه های "dado" به فارسی هستند.
dado
verb
masculine
دستور زبان
-
تاس
nounUn oe moitas cousas xogando aos dados con soldados Lannister.
وقتي با سربازهاي " لنيستر " تاس بازي ميکني ، چيزاي زيادي ميفهمي.
-
داده
nounTodo o que expliquei hoxe, os exemplos que dei, todos teñen prazos.
همه چیز هایی که امروز توضیح دادم، مثال هایی که زدم، همه اونها مهلت داشتند.
-
سر سکه
noun
-
ترجمه های کمتر
- سرپیچ
- مهره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dado " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Dado
-
تاس
adjective nounUn oe moitas cousas xogando aos dados con soldados Lannister.
وقتي با سربازهاي " لنيستر " تاس بازي ميکني ، چيزاي زيادي ميفهمي.
عباراتی شبیه به "dado" با ترجمه به فارسی
-
dådan · دادن · دادَن · کمک کردن
-
دارالسلام
-
دن براون
-
جیمز دین
-
زاییدن · وضع حمل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن