ترجمه "defensor" به فارسی
حامی, داوطلب, قیم بهترین ترجمه های "defensor" به فارسی هستند.
defensor
-
حامی
nounSegundo as bases do coidado paliativo, eu son como un defensor reflexivo e á vez un médico prescriptor.
در وفاداری به باورهای مراقبت تسکیندهنده، من مثل یک حامی دانا عمل میکنم به همان اندازه که یک پزشک نسخهنویس هستم.
-
داوطلب
noun -
قیم
noun
-
ترجمه های کمتر
- مدافع
- نامزد
- نامزد انتخابات
- ولی
- پشتیبان
- کاندید
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " defensor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن