ترجمه "director" به فارسی

مدیر, ناظم مدرسه بهترین ترجمه های "director" به فارسی هستند.

director
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مدیر

    noun

    Dixen "Son director executivo de investimentos dun banco."

    گفتم، « مدیر اجرایی صندوق پوشش ریسک در بانک هستم.»

  • ناظم مدرسه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " director " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "director" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "director" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه