ترجمه "doce" به فارسی
دوازده, شیرین, بامحبت بهترین ترجمه های "doce" به فارسی هستند.
doce
adjective
noun
numeral
masculine
دستور زبان
-
دوازده
noun -
شیرین
noun masculineDespois, o estar estresados desencadea a necesidade de fumar ou comer algo doce.
پس بعدا، در هنگام فشار واضطراب تمایل به سیگار کشیدن داریم یا خوردن چیزی شیرین.
-
بامحبت
adjective
-
ترجمه های کمتر
- دوازده عدد
- دوجین
- دوستدار
- شیرینی
- شیرینی جات
- محبت آمیز
- محبوب
- یک دوجین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " doce " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Doce
-
شیرینی (مزه)
تصاویر با "doce"
عباراتی شبیه به "doce" با ترجمه به فارسی
-
شراب دسر
-
دلفین رودخانهای
-
آب شیرین
-
دسر
-
ریکوردر
-
ریکوردر · نی انبان
-
آب شیرین
-
شیرینی ناپلئونی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن