ترجمه "doncela" به فارسی

خدمتکار, خدمتگزار, دختر بهترین ترجمه های "doncela" به فارسی هستند.

doncela
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خدمتکار

    noun

    Ela nin sequera ten doncela.

    حتي يه خدمتکار اختصاصي نداره.

  • خدمتگزار

    noun
  • دختر

    noun

    Máis suaves que as coxas dunha doncela.

    لطيف تر از رون هاي يه دختر باکره

  • مستخدمه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " doncela " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "doncela" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه