ترجمه "durmir" به فارسی

خوابیدن, غنودن, خوابيدن بهترین ترجمه های "durmir" به فارسی هستند.

durmir verb دستور زبان
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خوابیدن

    Verb verb

    Coa acumulación da adenosina, aumenta a necesidade de durmir, coñecida como presión do sono.

    همزمان با افزایش آدنوزین، گرایش به خوابیدن، که همان فشار خواب است، نیز افزایش میابد.

  • غنودن

    verb
  • خوابيدن

    verb

    Entrei devagar no cuarto dos meus avós para velos durmir.

    بعد رفتم داخل اتاق پدربزرگ و مادربزرگم و ديدم که خوابيدن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " durmir " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "durmir"

عباراتی شبیه به "durmir" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "durmir" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه