ترجمه "elemento" به فارسی

عنصر, جسم, ماده بهترین ترجمه های "elemento" به فارسی هستند.

elemento noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • عنصر

    noun

    O elemento proposto debería servir como un reemprego viable para o paladio.

    عنصر پيشنهادي بايد به عنوان جايگزيني با دوام براي پالاديوم به کار رود.

  • جسم

    noun
  • ماده

    noun

    Non se poden patentar produtos da natureza: o aire, a auga, os minerais, os elementos da táboa periódica.

    شما نمیتوانید برای محصولات طبیعی حق انحصاری بگیرید-- هوا، آب، مواد معدنی، عناصر جدول تناوبی.

  • مورد

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " elemento " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "elemento" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "elemento" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه