ترجمه "empregado" به فارسی

مستخدم, کارمند بهترین ترجمه های "empregado" به فارسی هستند.

empregado
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مستخدم

    noun masculine
  • کارمند

    noun masculine

    Se o responsable é amigable, pídelle permiso para falar brevemente cos demais empregados.

    اگر مسئول آنجا خوشبرخورد بود، از او بپرسید که آیا میتوانید با کارمندان دیگر نیز صحبتی کوتاه داشته باشید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " empregado " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "empregado" با ترجمه به فارسی

  • استخدام
  • استخدام کردن · استعمال کردن · بهره برداری کردن · بکار گماشتن · مشغول کردن · کرایه کردن
اضافه کردن

ترجمه های "empregado" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه