ترجمه "espello" به فارسی

آينه, آیینه, آئینه بهترین ترجمه های "espello" به فارسی هستند.

espello noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آينه

    noun masculine

    Non quero mirar ese espello e ver a un ladrón.

    ببين, من نميخوام تو اون آينه نگاه کنم و هيچي نبينم غير از يه سارق

  • آیینه

    noun masculine
  • آئینه

    noun
  • آینه

    noun

    Porque cando eu esperto pola mañá e me miro no espello vexo unha muller negra.

    بخاطر اینکه وقتی من صبح بیدار میشم و به آینه نگاه میکنم، یه زن سیاهپوست میبینم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " espello " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Espello
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آینه

    noun

    یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا

    Porque cando eu esperto pola mañá e me miro no espello vexo unha muller negra.

    بخاطر اینکه وقتی من صبح بیدار میشم و به آینه نگاه میکنم، یه زن سیاهپوست میبینم.

تصاویر با "espello"

اضافه کردن

ترجمه های "espello" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه