ترجمه "fío" به فارسی
رشته, رشته کوچک, نخ بهترین ترجمه های "fío" به فارسی هستند.
fío
noun
masculine
دستور زبان
-
رشته
noun masculineMarcar o fío como lido fecha o fío actual
نشانگذاری رشته به عنوان خواندهشده ، رشتۀ جاری را میبندد
-
رشته کوچک
noun -
نخ
noun masculineE como un fío, deberíamos deixar que se desenrede
و مانند نخ بايد به آن اجازه داده شود تا از دور قرقره به طور طبیعی باز شود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fío " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fío" با ترجمه به فارسی
-
ریسندگی
-
شبکه بیسیم
-
محدود سازی معادل سیم دار
-
سیم دار
-
بی سیم
-
مخابرات بیسیم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن