ترجمه "facer" به فارسی

کردن, حاضر کردن, ساختن بهترین ترجمه های "facer" به فارسی هستند.

facer verb دستور زبان
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کردن

    verb

    Iso é o que eu fixen ao comezo e foi un pesadelo.

    این اشتباهی بود که من در ابتدا کردم و برایم مثل یک کابوس بود.

  • حاضر کردن

    verb
  • ساختن

    verb

    Facer un sensor de cancro con papel é tan simple como facer galletas con labras de chocolate... encántame!.

    ساخت حسگر سرطان از كاغذ به راحتى ساختن كلوچههاى هست كه توشون خرده شكلات دارن و من عاشقشونم.

  • ترجمه های کمتر

    • مهیا کردن
    • پختن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " facer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "facer" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "facer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه