ترجمه "felicidade" به فارسی
خوشحالی, سعادت, خرسندی بهترین ترجمه های "felicidade" به فارسی هستند.
-
خوشحالی
O oposto á depresión non é a felicidade, senón a vitalidade, e estes días, a miña vida é vital, aínda nos días que estou triste.
نقطهی مقابل افسردگی، خوشحالی نیست، بلکه شورِ زندگی است، و این روزها، زندگی من سرشار از شور است، حتی روزهایی که غمگینم.
-
سعادت
noun feminineOs que seguiron os consellos de Xehová gozaron de paz, felicidade e prosperidade.
آنان که به راهنماییهای یَهُوَه گردن نهادند، از صلح، سعادت و رفاه برخوردار شدند
-
خرسندی
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- خوشبختی
- خوشی
- شادی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " felicidade " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
خوشحالی
متضاد سوگ
O oposto á depresión non é a felicidade, senón a vitalidade, e estes días, a miña vida é vital, aínda nos días que estou triste.
نقطهی مقابل افسردگی، خوشحالی نیست، بلکه شورِ زندگی است، و این روزها، زندگی من سرشار از شور است، حتی روزهایی که غمگینم.