ترجمه "folla" به فارسی
برگ, برگ درختان, شاخ وبرگ بهترین ترجمه های "folla" به فارسی هستند.
folla
noun
feminine
دستور زبان
-
برگ
nounSimplemente mirar as follas caer éncheme de ledicia.
تنها ديدن برگ هاي قرمز درختان مرا به سرعت در آتش مي افكند
-
برگ درختان
noun -
شاخ وبرگ
noun -
صفحه
nounInsire unha nova columna na folla de cálculo
یک ستون جدید در صفحه گسترده درج میکند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " folla " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Folla
-
برگ
nounSimplemente mirar as follas caer éncheme de ledicia.
تنها ديدن برگ هاي قرمز درختان مرا به سرعت در آتش مي افكند
عباراتی شبیه به "folla" با ترجمه به فارسی
-
نمای ورقه داده ها
-
صفحه فعال
-
ورقه داده ها
-
صفحه گسترده
-
صفحه بتا
-
زیر ورقه داده ها
-
برنامه ورقه گسترده
-
صفحه گسترده · کاربرگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن