ترجمه "garda" به فارسی

سرپرست ترجمه "garda" به فارسی است.

garda verb
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرپرست

    noun

    Tomaría Invernalia e nomearía alguén leal á Coroa como Garda do Norte.

    " وينترفل " رو تصرف ميکنم و کسي رو به عنوان سرپرست شمال... منتصب ميکنم که به سلطنت وفادار باشه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " garda " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "garda" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "garda" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه