ترجمه "iceberg" به فارسی

یخکوه, آیسبرگ, توده یخ شناور بهترین ترجمه های "iceberg" به فارسی هستند.

iceberg noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • یخکوه

    noun masculine
  • آیسبرگ

    noun masculine
  • توده یخ شناور

    noun masculine
  • ترجمه های کمتر

    • قطعه عظیم یخ
    • يخكوه
    • کوه یخ
    • کوه یخ شناور
    • کوه یخی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " iceberg " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Iceberg
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کوه یخی

    E se, de feito, é un síntoma dun problema moito máis profundo, a punta dun iceberg proverbial?

    درواقع، اگر نشانه یک مشکل عمیقتر باشد چه، نوک یک کوه یخی؟

تصاویر با "iceberg"

اضافه کردن

ترجمه های "iceberg" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه