ترجمه "inverso" به فارسی

برعکس, برگشته, معکوس بهترین ترجمه های "inverso" به فارسی هستند.

inverso adjective masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • برعکس

    adjective

    Pero se te dirixises á dirección oposta toda a secuencia sucedería en orde inversa.

    اما وقتی خلاف این جهت حرکت کنید، تمامی این مراحل برعکس میشوند.

  • برگشته

    adjective
  • معکوس

    adjective

    Percorrer os escritorios (Inverso

    گردش در میان رومیزیها) معکوس

  • وارونه

    adjective

    Inversa do seno hiperbólico

    وارونه کردن سینوس hyperbolic

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inverso " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "inverso" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "inverso" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه