ترجمه "ir" به فارسی

رفتن, شدن, رَفتَن بهترین ترجمه های "ir" به فارسی هستند.

ir verb دستور زبان
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • رفتن

    verb

    Nunca fun das que toman o camiño máis doado.

    من خيلي هم با رفتن توي جاده موافق نبودم.

  • شدن

    verb

    Críamos que quedar senil era unha parte normal e inevitable de ir vello.

    فکر کردیم که فرتوت شدن بخش غیرقابل اجتناب و عادی پیر شدن است.

  • رَفتَن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ir " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ir
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • رفتن

    Verb verb

    Ir ao cartafol previo con mensaxes non lidasGo

    رفتن به پوشۀ قبلی دارای پیامهای خوانده‌نشدهGo

عباراتی شبیه به "ir" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ir" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه