ترجمه "limpo" به فارسی

تمیز, پاک, زلال بهترین ترجمه های "limpo" به فارسی هستند.

limpo adjective verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تمیز

    adjective

    Traíalle as súas comidas e limpaba a mesa cando remataba.

    براش غذاش رو میوردم و وقتی غذاش تموم میشد میزش رو تمیز می کردم

  • پاک

    adjective

    A miña mirada fixouse noutra moza namentres esta limpaba a cara doutro moribundo.

    به یک زن جوان دیگری خیره شدم هنگامیکه که داشت صورت یک فرد دیگری را پاک میکرد.

  • زلال

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " limpo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "limpo" با ترجمه به فارسی

  • پاکسازی
  • zedudan · تمیز کردن · ستردن · پاک کردن
اضافه کردن

ترجمه های "limpo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه