ترجمه "lista" به فارسی
فهرست, تمایل, جدول بهترین ترجمه های "lista" به فارسی هستند.
-
فهرست
nounKMail non foi quen de detectar unha lista de correo neste cartafol. Por favor, encha os enderezos manualmente
KMail نتوانست فهرست نامۀ این پوشه را حذف کند. لطفاً ، نشانیها را به طور دستی پر کنید
-
تمایل
noun feminine -
جدول
noun feminineNo recadro titulado “Profecías sobre o Mesías”, hai unha lista de citas bíblicas onde atoparás moitos detalles sobre o Mesías.
در جدول «پیشگوییهای مربوط به مسیح» آیههایی تحت عنوان «پیشگویی» آمده است که حاوی جزئیاتی در مورد زندگی مسیح است.
-
ترجمه های کمتر
- سیاهه
- سیاهه برداری
- لیست
- میل
- کنار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lista " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
لیست
Se conseguimos a lista sistemática das cousas que van mal, esas converteranse en obxectivos terapéuticos.
اگر به همین شیوه لیست منظم ایرادها تهیه شود، آنها هدفهای درمانی ما خواهند بود.
عباراتی شبیه به "lista" با ترجمه به فارسی
-
لیست گلوله ای
-
لیست موضوعات
-
غاز سرنواری
-
لیست جدول
-
کنترل لیست
-
فهرستها
-
فهرست کنترل دسترسی احتیاطی
-
لیست پستی